هنوز آمدن نوروز ۱۳۹۷ را باور نکردهام!
سال ۱۳۹۶ با سرعت حیرتانگیزی گذشت. سالی حداقل ۱۱ ماهش برای من تلخیهایش بیشتر از شیرینیهایش بود. اما سال آینده قطعا یکی از بهترین سالهای زندگیام خواهم بود با اینکه سختیها و چالشهایش بیشتر از سال ۹۶ است.
سختیهای سال ۹۶ برای مواردی بود که آنچنان دوستشان نداشتم. راستش، آدمِ کاری که انجام میدادم، نبودم. هر چقدر تلاش کردم، نتوانستم شوقی برای شغلم داشته باشم، با اینکه میتوانستم درآمد خوبی از آن کسب کنم. به همین دلیلِ لذت نبردن، روز به روز، خودم و کارم در حال تضعیف شدن بودیم.
تا اینکه در اوج فشارها و جلوگیریهای اطرافیان، تصمیم به تعطیلی کسبوکارم در اواخر بهمنماه گرفتم. هنوز یک هفته از این تصمیم نگذشته بود که دیدم یک قرارداد در دست دارم که مربوط به فروش کسبوکارم با یک مبلغ منطقی و تقریبا قابل قبول بود و صرفا به عنوان مشاور، تا مدتی در آنجا حضور خواهم داشت.
کسبوکاری که برای من لذتبخش نبود و قصد تعطیلیاش را داشتم، برای افراد دیگری، لذتبخش بود و شوق انجام دادنش را داشتند و فکر کنم در همین یک ماه، به اندازه یکسال قبلش رشد داشته است.
سال ۹۷ را به کارهای مورد علاقهام میپردازم که چروند، قسمتی کوچکی از آن است.
امیدوارم در آن لحظه که تاریکیِ مطلق اطرافتان را گرفته، چراغهایی روشن شود و اطرافتان به طرز باورنکردنی روشن شود.
امیدوارم جرات کنید که یکبار برای همیشه، تکلیف برخی چیزها را با خودشان و با خودتان روشن کنید.
اگر سالهاست که حسی را و تصمیمی را در خودتان میکُشید، اجازه دهید که پرواز کند.
برخی پروندهها را ببنید و برخی را باز کنید. به برخی افراد بیشتر نزدیک شوید و از برخی، بیشتر دور شوید.
به قول محمدرضا شعبانعلی در دیرآموختهها، “کیفیت و عمق یک رابطه را، تعداد سالهایی که از آن گذشته، تعیین نمیکند. بلکه تعداد سالهایی که برای آیندهاش پیشبینی میکنیم، تعیین میکند.”
فکر میکنم لازم باشد که یکبار هم که شده، رابطههایمان را با این دید نگاه کنیم.
رابطهی من با کارم.
رابطهی من با دوستم.
رابطهی من با عشقم.
و به قول اندرو متیوس٬ “درد و رنج، اجتنابناپذیر است اما بدبختی را خودت انتخاب میکنی.”
سال نو مبارک
