درباره نویسنده

بهداد مبینی

متخصص بازاریابی دیجیتال و برندسازی
فهرست مطالب
مقالات مرتبط

پیرامون فیلتر کردن تلگرام و رفع فیلتر تلگرام

تلگرام فیلتر شد

پیرامون فیلتر کردن تلگرام و رفع فیلتر تلگرام

پی‌نوشت: تاکنون از تلگرام برای ایجاد کسب‌وکار استفاده نکرده‌ام و فعالیت جدی نیز برای تبلیغات و جذب عضو برای کانال‌های مربوط به کسب‌وکارم که خارج از تلگرام ست نیز نکرده‌ام و بسته شدن تلگرام، ضرری را از این نظر به من نمی‌رساند. اما در اطرافم افراد بسیار زیادی وجود دارند که یا تمام کسب‌وکارشان بر بستر تلگرام است (که البته قبلا اشتباه بودنش را به آنها یادآوری کرده‌ام) و یا اطلاع رسانی‌های مربوط به کسب‌وکارشان را از طریق تلگرام انجام می‌دهند و تاکنون هزینه‌های فراوانی را صرف تبلیغ کسب‌وکار خود در تلگرام کرده‌اند. البته من نیز از تلگرام و به خصوص نسخه‌ی دسکتاپ آن برای ارتباط با دوستان و همکارانم استفاده می‌کردم و از زمان مسدودسازی تلگرام، برخی فعالیت‌هایم مختل و یا انجامش بسیار سخت شده است و یا طرف مقابلم به تلگرام دسترسی نداشته است.


یکی از مشکلاتی که کسب‌وکارهای اینترنتی دارند، این است که برخی از افراد متولی این حوزه، اطلاعات کامل و قابل اتکایی از آن ندارند. همیشه وقتی مشکلی پیش می‌آید و نیاز به اظهار نظر است و نظرات و دلایل و استدلال‌ها را می‌شنویم، استدلال‌های بعضا سطحی می‌شنویم که نشان از عدم اشراف بر این حوزه دارد.

از زمانی که وایبر در سال ۹۲ فیلتر شد و دوباره رفع فیلتر شد، بحث اینکه سرور این نرم‌افزارها در خارج قرار گرفته‌اند، مطرح شد. سپس ویچت هم به همین دلیل و همچنین قابلیت Nearby آن فیلتر شد. بعد از ویچت، وایبر و تلگرام تقریبا همزمان فعالیت می‌کردند و افت سرعت وایبر (به جای فیلتر کردن)، باعث شد که از تلگرام استفاده کنیم.

اما بحث تلگرام، کاملا جداست. بسیاری از افراد و کسب‌وکارها برای تلگرام هزینه کرده‌اند. اینکه نظارتی روی تلگرام و کسب‌وکارها وجود دارد یا نه، به نظرم ربطی به کسب‌وکارها ندارد. حکومت باید امکانات و ضمانت اجرایی لازم برای این نظارت را مهیا می‌کرد.

برخی از مسئولین می‌گویند “تا وقتی قانونی برای فعالیت صنفی در تلگرام تصویب نشده است، کسب‌وکارها نباید در آن هزینه می‌کردند”. به نظرم مشکل برخی مسئولین ما این است که اظهارنظرهایشان بیش از آنکه به دلایل منطقی و یا علمی مرتبط باشند، به این دلیل است که نیاز مالی ندارند و هزینه‌های خاصی ندارند و همچنین از امنیت شغلی بالایی برخوردارند و فکرهای بلندپروازانه ندارند. وقتی یک کسب‌وکاری در سال‌های اخیر به دلیل سیاست‌های اقتصادی همین مسئولین، با کاهش درآمد مواجه شده است، چرا نباید از بستر تلگرام برای معرفی و تبلیغ کسب‌وکار خود استفاده کند؟ آیا باید صبر کند و ببیند چه زمانی مسئولین از خواب بیدار می‌شوند؟

برایم جالب است که می‌گویند “چرا اقبال مردم به تلگرام زیاد شده است و ۴۰ میلیون کاربر دارد؟” مگر شما برنامه‌ی دیگری را باز گذشته‌اید که مردم از آن استفاده کنند؟

به نظرم تلگرام فقط به خاطر امکاناتش محبوب نشد. تلگرام در زمان مناسبی معرفی شد. اگر به اطرافیان‌مان نگاه کنیم، تعداد افرادی که امروز نسبت به سال ۹۲ از گوشی هوشمند استفاده می‌کنند، چندین برابر شده است. من با اینکه کسب‌وکار اینترنتی دارم، گوشی هوشمندم را در سال ۹۱ خریدم اما تا سال ۹۱، نیازی به اسمارت‌فون احساس نمی‌کردم. حتی سال ۸۶ که گوشی اپل 2G تهیه کردم، سه سال بعد باز به سمت گوشی‌های غیرهوشمند رفتم، چرا که واقعا هنوز نیاز خاصی به گوشی هوشمند نداشتم. اما تقریبا از سال ۹۲، موجی وارد ایران شد و تقریبا گوشی غیرهوشمند، بازار خودش را از دست داد. پس به نظرم نمی‌توان گفت که فقط امکانات تلگرام باعث محبوبیتش شده است. تلگرام در زمانی عرضه شد که ما به سایر نرم افزارها دسترسی نداشتم و همچنین استفاده از گوشی‌های هوشمند در ایران، رشد چشمگیری داشت. همچنین می‌توان گفت که اگر نرم‌افزاری مثل تاکسی‌یاب نتوانست رشد خوبی داشته باشد، به دلیل تعداد کمی از مردم و راننده‌های تاکسی بود که از گوشی هوشمند استفاده می‌کردند و در سه سال اخیر به دلیل رشد استفاده از این ابزار، اسنپ توانست با خرید تاکسی‌یاب، به جایگاه خوبی برسد.

سئوال دیگری که مطرح می‌کنند این است که “چرا مردم از پیام‌رسان‌های داخلی استفاده نمی‌کنند؟” به نظرم جواب این سئوال می‌تواند جواب نصف مشکلات کشور باشد. درست است که مردم هر کشوری می‌بایست از آن کشور و اقتصادش حمایت کنند و به توصیه‌ی برخی از مسئولین، اگر وضع اقتصادی خوب نباشد، به جای سه وعده غذا، حتی یک وعده غذا بخورند، اما به شرطی که این صبر و رنج کشیدن مردم، خروجی داشته باشد و مردم ببنند که سختی کشیدنشان سبب رشد کشور شده است نه صرفا کمک به مسئولین برای گذشتن از یک بحرانی که توان مدیریتش را نداشته‌اند.

مردم ما در این کشور سالها پراید خریدند و سوار شدند. آیا نیازی احساس شد که ماشینی بهتر از پراید در این حجم انبوه تولید شود؟ قدمت برندهایی مثل کیا و هیوندای از صنعت خودروسازی ما کمتر است، اما آیا توانستیم رشد خوبی داشته باشیم؟

این همه مردم پراید خریدند و در جاده‌ها کشته دادیم، چه سودی برای مردم ایجاد کرد؟ تلگرام(به عنوان پیام‌رسان خارجی) و پیام‌رسان داخلی نیز همین است. آیا منطقی است که اگر پراید ۲۵ میلیون تومان باشد و یک ماشین کره‌ای و یا ژاپنی مدل سال نیز ۲۵ میلیون تومان باشد، ما پراید را انتخاب کنیم؟  آن هم وقتی سال‌هاست که انتخاب کرده‌ایم و آن را آزموده‌ایم و در نهایت حتی شکل چراغش و نوع دریچه‌های کولرش را برای ما آپشن کردند؟

یا اگر فردی ماهواره دارد، فقط به خاطر دنبال کردن اپوزیسیون‌های خارجی و یا محتوای پورن است؟ و اگر کسی دنبال این دو مورد نباشد، تمام احتیاجاتش در صداوسیمای ایران رفع می‌شود؟ این همه سال ماهواره محدود شد و برخوردهای قهری و کیفری با آن شد، چرا باز هم مردم تمایل به استفاده از آن دارند؟ آیا می‌توان دلیلش را چیزی جز این دانست که محتوای صداوسیما جذابیت لازم را ندارد؟ البته احتمالا دلیلی هم برای ایجاد محتوای مطابق سلیقه‌ی برخی از مردم نداشته است و به اندازه کافی و در حد مخارجش، بیننده داشته است.

آیا در کشوری که اکثر مسئولین حوزه‌ی دیجیتالش سال‌ها از این حوزه عقب هستند، می‌توان انتظار پیشرفت خوبی در آن حوزه داشت؟ آن هم وقتی مسئولی از Youtube به عنوان یک فروشگاه اینترنتی نام می‌برد که محصول می‌فروشد! و یا مثلا هنوز می‌گویند که مدل درآمدی گوگل، از اطلاعات مردم است و جاسوسی کردن، اما وقتی در مورد Google Adwords و Adsense و DoubleClick یا چندین سیستم درآمدزای گوگل با آنها صحبت می‌کنی، حتی اسمش را هم نشنیده‌اند. و یا اینکه می‌پرسیم از این اطلاعاتی که به قول شما این همه سال جمع کرده‌اند، چه استفاده‌ای کرده‌اند؟ جوابی ندارند.

حتی تولیدکننده‌های پیام‌رسان داخلی نیز زیر فشار هستند. کدام دیتاسنتر در ایران می‌تواند حجم تبادلات نرم‌افزاری در حد تلگرام را پشتیبانی کند؟ آیا زیر ساختش را آماده کرده‌ایم؟ جدای از این، مگر علیرضا شیرازی (مدیر بلاگفا) و یا برادران شکوری‌مقدم (مدیران آپارات و کلوب و میهن‌بلاگ و …) کم به دادگاه احضار شدند به خاطر محتوایی که استفاده‌کنندگان از خدمات آنها منتشر کرده بودند؟ و این مشکل پس از سال‌ها هنوز پابرجاست.

پیشنهاد می‌کنم مطالب ذیل را مطالعه فرمایید:

با تمام موارد فوق، آیا می‌توان از مردم انتظار داشت که ار پیام‌رسان داخلی استفاده کنند؟ آیا با توجه به مشکلات زیرساخت فنی و دیتاسنتر و همچنین وجود مشکلات حقوقی فراوان، پیام‌رسان داخلی می‌تواند نیاز کاربرانش را در حد خوبی رفع کند؟ آیا تلگرام فیلتر می‌ماند و پیام‌رسان داخلی نیز فراموش می‌شود و یا تلگرام رفع فیلتر می‌شود و پیام‌رسان داخلی فراموش می‌شود؟

آیا می‌توان به نرم‌افزاری جدیدی (چه داخلی و چه خارجی) اعتماد کرد و روی آن فعالیت کرد؟ ضمانت بسته نشدن آن چیست؟  پیام‌رسان‌ها دیگر مثل وایبر نیستند که از آن فقط برای ایجاد ارتباط استفاده شود و اگر بسته شد، ضرری را متحمل نشویم. کسب‌وکارها بر روی آنها هزینه می‌کنند و برای آن برنامه می‌ریزند و تیم تشکیل می‌دهند.

در کل، به نظرم باتوجه به بحث‌های فنی و زیرساخت‌های موجود در کشور و حجم تبادلات نرم‌افزاری مثل تلگرام و همچنین نبود دانش و تجربه‌ی کافی و سرعت واکنش لاک‌پشتی در این این حوزه‌ای که رشد پرسرعتی دارد، وجود قوانین حقوقی دست‌وپاگیر برای فعالیت این نوع نرم‌افزارها، بعید است که نرم‌افزارهای داخلی بتوانند نیاز مردم را پاسخ دهند و امیدوارم تلگرام رفع فیلتر شود و پس از آن برای رفع برخی دغدغه‌ها اقدام و یک فکر اساسی کرد. در هر صورت، این بحث وجود دیتاسنتر از خارج ایران، هرازگاهی باب می‌شود (که البته دغدغه‌ی درستی است اما چون در جهت آن، اقدام خاصی جز فیلترینگ انجام نشده است، بعید است که دغدغه‌ی اصلی باشد) و عده‌ای آن را سلاحی برای تسویه حساب‌های جناحی می‌کنند و عده‌ای نیز سودشان در فیلترینگ و نبود برخی اطلاع‌رسانی‌ها است و فقط مردم در این دعوا آسیب می‌بینند و پس از آن نیز بحث وجود دیتاسنتر در خارج از ایران، فراموش می‌شود. مثل فرد گرسنه‌ای که پس از سیر شدن، وجود گرسنگی را انکار و یا فراموش کند. تا زمان رسیدن به گرسنگی بعدی.